سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
390
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
نمودن مولا با كنيزش باطلست پس لازمست ابتداء مولا تلفظ به صيغه عتق نموده تا وى آزاد شده و سپس صيغه تزويج را ذكر نمايد . شارح ( ره ) مىفرماين : اين استدلال ضعيف است و وجه ضعف آن همان بيان گذشته است كه گفتيم صيغه واحد اتمام و اكمال معنايش به تمام شدن اجزاء لفظى آنست و فرقى در تقديم اجزاء بر يكديگر نمىباشد . دليل ديگر بر ضعف اين استدلال آنكه اگر لازم است عتق بر تزويج مقدم بيايد لازمه آن اينست كه نتوان عتق را مهر قرار داد زيرا اگر طبق استدلال مذكور بمجرّد ابتداء صيغه حكم بهوقوع عتق نمائيم ديگر اعتبار و لحاظش در تزويجى كه بدنبال آن واقع مىشود ممتنع است زيرا صحت اين اعتبار ملازم با تحصيل حاصل مىباشد چه آنكه مهر وصولش بدست زن بعنوان مهريه پس از انشاء صيغه نكاح بوده و ممتنع است قبل از آن حاصل شود با توجه به اين نكته ميگوئيم : اگر بنا باشد به صرف اينكه مولا به كنيزش گفت اعتقتك و قبل از ادامه باقى عبارات وى آزاد شود ديگر نمىتوان اين آزادى را به عنوان مهريه ازدواج كه بعدا مىآيد ملاحظه و اعتبار نمود . قوله : و يجوز جعل عتق امته صداقها : ضمير در [ امته ] بمولى و ضمير در [ صداقها ] به امة راجعست . قوله : فيقول تزوجتك الخ : ضمير فاعلى در [ فيقول ] به مولا راجع است . قوله : و يقدّم فى اللفظ ما شاء : ضميرهاى فاعلى در [ يقدّم ] و [ شاء ] به مولا راجع مىباشند .